حتی ازین دریای پیر یک قطره هم با من نبود
اشکاتو تف کن روو زمین
اواز ما غمگین نبود
بااارون میشم دوباره تا
دستاتو خواهش بکنم
این اخرین جرم منه
با ابر سازش میکنم
این اسمون نفرین شده
گوشای من سنگین شده
یا نور چشمام کم شده
هرچند شببو بد نبود
ااااهای دروغای قشنگ
رنگینکمون رنگوارنگ
کو دست منکو پای من
توو عمق این دریای تنگ
چشماتو پاک کن اخرش
دریا به خونش میرسه
ماهیِ توو تنگ سیاه
به آشیونش میرسه
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور